من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود گل شکفته خداحافظ! اگر چه لحظه ي دیدارت شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود اگر چه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد، اما بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود
برچسب: نویسنده: النا افشاری تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 14:04